|
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387 23:17 توسط کوتری ئاشتی |
وقتي مياي صداي پات از همه جاده ها مياد انگار نه از يه شهر دور كه از همه دنيا مياد تا وقتي كه در وا ميشه لحظه ديدن ميرسه هر چي كه جاده ست روزمين به سينه من ميرسه اي كه تويي همه كه سه م بي تو ميگيره نفسم اگه تورو داشته باشم به هرچي ميخوام ميرسم وقي تو نيستي قلبمو واسه كي تكرا ميكنم گلهاي خواب الوده رو واسه كي بيدار بكنم دست كبوتراي عشق واسه كي دونه بپاشه مگه تنه ميتونه بدون تو زنده باشه ايكه تويي همه كسم بي تو ميگيره نفسم اگه تورو داشته باشم به هرچي ميخوام ميرسم عزيزترين سوغاتيه غبار پيراهن تو عمر دوباره منه ديدن و بوئيدن تو نه من تورو واسه خودم نه از سر هوس ميخوام عمر دوباره مني تورو واسه نفس ميخوام. + نوشته شده در دوشنبه نهم دی 1387 13:39 توسط کوتری ئاشتی |
من دوست داشتن را بعداز تو فراموش كردم كه چه طوراحساسيه بعدازچشمانت ديگر چشمانم اجازه ديدن كسي را به من نميدهد لبانم طرز چگونه خنديدن را فراموش كرده چشماني كه درياي تو بودند آن قدر از دوريت گريستند كه خشك شدند اي كاش ميتوانستم دفتر زندگيم را بعداز توهماننداز بين رفتن اين احساساتم به پايان برسانم وبراي هميشه ببندم هردويمان در واقع يكي هستيم اما من آن جسم خسته وبي جان وتوآن روح سرگردان. + نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387 16:59 توسط کوتری ئاشتی |
|
| |||||